پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین اکبر ترابی شهرضایی

این پایگاه در راستای ارائه دروس استاد اکبر ترابی شهرضایی راه اندازی گردیده است.

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین اکبر ترابی شهرضایی

این پایگاه در راستای ارائه دروس استاد اکبر ترابی شهرضایی راه اندازی گردیده است.

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین اکبر ترابی شهرضایی

دانلود فایل صوتی جلسه هفتم

شنیدن آنلاین صوت جلسه هفتم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن عربی:

سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ اسْتَشِرِ الْعَاقِلَ مِنَ الرِّجَالِ الْوَرِعَ فَإِنَّهُ لَا یَأْمُرُ إِلَّا بِخَیْرٍ وَ إِیَّاکَ وَ الْخِلَافَ فَإِنَّ خِلَافَ الْوَرِعِ الْعَاقِلِ مَفْسَدَةٌ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیَا.

عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ص قَالَ قَالَ إِنَّ الْمُنَافِقَ یَنْهَى وَ لَا یَنْتَهِی وَ یَأْمُرُ بِمَا لَا یَأْتِی.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ یُصَلِّی عَلَى الْجِنَازَةِ أَوْلَى النَّاسِ بِهَا أَوْ یَأْمُرُ مَنْ یُحِبُّ.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ یُسْتَحَبُّ لِلْمَرِیضِ أَنْ یُعْطِیَ السَّائِلَ بِیَدِهِ وَ یَأْمُرَ السَّائِلَ أَنْ یَدْعُوَ لَهُ.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِیَّةَ قَالَ سَأَلَهُ سُلَیْمَانُ بْنُ خَالِدٍ وَ أَنَا مَعَهُ عَنْ رَجُلٍ طَافَ بِالْبَیْتِ سِتَّةَ أَشْوَاطٍ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ کَیْفَ یَطُوفُ سِتَّةَ أَشْوَاطٍ قَالَ اسْتَقْبَلَ الْحَجَرَ وَ قَالَ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ عَقَدَ وَاحِداً فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَطُوفُ شَوْطاً قَالَ سُلَیْمَانُ فَإِنَّهُ فَاتَهُ ذَلِکَ حَتَّى أَتَى أَهْلَهُ قَالَ یَأْمُرُ مَنْ یَطُوفُ عَنْهُ.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی مُتَمَتِّعٍ یَجِدُ الثَّمَنَ وَ لَا یَجِدُ الْغَنَمَ قَالَ یُخَلِّفُ الثَّمَنَ عِنْدَ بَعْضِ أَهْلِ مَکَّةَ وَ یَأْمُرُ مَنْ یَشْتَرِی لَهُ وَ یَذْبَحُ عَنْهُ وَ هُوَ یُجْزِئُ عَنْهُ فَإِنْ مَضَى ذُو الْحِجَّةِ أَخَّرَ ذَلِکَ إِلَى قَابِلٍ مِنْ ذِی الْحِجَّةِ.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ نَسِیَ طَوَافَ النِّسَاءِ حَتَّى دَخَلَ أَهْلَهُ قَالَ لَا تَحِلُّ لَهُ النِّسَاءُ حَتَّى یَزُورَ الْبَیْتَ وَ قَالَ یَأْمُرُ أَنْ یُقْضَى عَنْهُ إِنْ لَمْ یَحُجَّ فَإِنْ تُوُفِّیَ قَبْلَ أَنْ یُطَافَ عَنْهُ فَلْیَقْضِ عَنْهُ وَلِیُّهُ أَوْ غَیْرُهُ.

ثم ان مما ذکرنا فی نقد کلام المحقق الخراسانی یظهر النظر فیما قال المحقق السید الفانی قدس سره: (الجهة الثانیة) فى انه هل یعتبر فى مفهوم (ا م ر) العلو فالمفهوم متقوم به او الاستعلاء او احدهما او کلاهما ام لا یعتبر فیه شی‏ء منها.

فنقول فیه خلاف بین القوم بل على طبق کل من الاحتمالات الخمسة قول حسب الظاهر لکن الحق وفاقا لصاحب الکفایة هو الاول و ذلک لما افاده (قده) فى وجه ذلک بتحریر منا من أن الظاهر اعتبار خصوص العلو فی مفهومه و کون قوام الأمریة به و کفایة نفس العلو بلا حاجة الى اظهاره المسمى اصطلاحا بالاستعلاء ضرورة ان الطلب من العالى المستخفض بجناحه یصدق علیه الأمر حقیقة بلا اعمال عنایة و ان شئت قلت کما قاله بعض المحققین (قده): أن الصادر فى مقام البعث و التحریک یتعنون بعناوین مختلفة حسب الاعتبارات فباعتبار سوق المأمور نحو المأمور به یسمى بعثا و باعتبار تسبیبه حرکة المأمور یسمى تحریکا و باعتبار اثباته المأمور به على المأمور یسمى ایجابا و باعتبار جعله المأمور به قرینا لازما للمأمور یسمى الزاما و باعتبار ایجاده کلفة المأمور به على المأمور یسمى تکلیفا و باعتبار کشفه عن ارادة قلبیة للآمر و انشائه حقیقة او مجازا یسمى طلبا و باعتبار صدوره عن العالى یسمى أمرا فقوام الأمریة بالعلو کما یشهد به معناه حیث لا یطلق إلّا على الصادر من العالى و لذا لم یشترط الصدور من العالى احد من العلماء فى تحقق غیر عنوان الآمریة من العناوین المذکورة الطاریة حسب الاعتبارات فدخل العلو فى تحقق مفهوم الامر مما لا ریب فیه. {آراء حول مبحث الالفاظ فی علم الأصول، ج‏1، ص 313}

ثم ذکر کلام بعض المحققین (قده) فانه اختار ان المسألة لغویة صرفة فلا تنتج فائدة اصولیة بدعوى ان مورد الحاجة هو الصادر من الشارع المفروغ عن علوه فالبحث عن الاعتبار و عدمه مستغنى عنه للاصولى ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تقریرات فارسی (چکیده ای از مباحث مطرح شده):

 

نکته1: آنچه برای ما مهم است، استعمال بدون قرینه ی لفظ در کلام عرب فصیح است. بنابراین روایات وارده را نیازی نیست از جهت سند بررسی نماییم.

نکته2: قبول داریم که استعمال اعم از حقیقت و مجاز است؛ لکن هرجا استعمال بلا قرینة باشد، نشانه ی استعمال به نحو حقیقت است.

(ذکر روایاتی که لفظ امر را برای طلب غیر عالی بدون ذکر قرینه استعمال کرده اند)

بیان محقق فانی (ره):

آیا در مفهوم «ا م ر» علو معتبر است؟ به طوری که قوامش به این باشد که:

ـ از عالی صادر شود

ـ یا از کسی صادر شود که خود را عالی بداند (استعلا)

ـ یا یکی از این دو باشد کافی است

ـ یا وجود هر دو معتبر است

ـ یا هیچ کدام از این دو در آن معتبر نیست؟

نظر ما (در حالی که موافق صاحب کفایه هستیم) این است که علو در امر معتبر است بدون اینکه نیازی به استعلا باشد؛ چرا که بدیهی است که اگر عالی با خواهش و تمنا چیزی را درخواست کند، امر بر آن صدق می کند و نیازی به هیچ قرینه ای نیز ندارد.

برخی از محققین این طور گفتند که اگر انشائی در مقام بعث و تحریک صادر شود، این انشاء به حسب اعتبارات مختلف، عناوین مختلفی به خود می گیرد؛ بدین صورت که اگر:

ـ به اعتبار این باشد که مأمور به طرف مأموربه سوق دهد، به آن بعث می گویند.

ـ به اعتبار اینکه مأمور را به حرکت وامی دارد، به آن تحریک می گویند.

ـ به اعتبار این که کاری را بر عهده ی مکلف می گذارد، به آن ایجاب می گویند.

ـ به اعتبار اینکه فعل را قرین (همراه) مأمور قرار می دهد، به آن الزام می گویند.

ـ به اعتبار اینکه کلفت و زحمتی برای مأمور ایجاد می کند، به آن تکلیف می گویند.

ـ به اعتبار اینکه کاشف از اراده ی قلبی آمر و روشنگر حقیقت انشاء او هست، به آن طلب می گویند.

ـ به اعتبار صدورش از عالی، به آن امر می گویند.

بنابراین قوام امریت انشاء، به عالی بودن آمر است و فقط بر طلبی که از عالی صادر شود، لفظ امر اطلاق می شود. لذا احدی از علما، در تحقق عناوین غیر از امر، صدور از عالی را شرط نمی دانند و فقط در تحقق عنوان امر، صدور از عالی را شرط می دانند. پس شکی نیست که در تحقق مفهوم امر، وجود علو مؤثر است.

نقد کلام ایشان روشن است زیرا آنچه از بعضی از محققان نقل کرده استدلالی به دنبال ندارد بلکه بیشتر ادعایی بیش نیست. مدعی مطلق بودن امر بر هر طلبی به موارد استعمال این واژه در کتاب و سنت در اعم از طلب عالی استدلال کرده است.

سپس ایشان قول قائلی را ذکر می کند که این بحث را یک مسأله ی لغوی دانسته است و هیچ فایده ی اصولی ندارد؛ چرا که آنچه مورد نیاز ماست، اوامری است که از شارع صادر شده که شکی در علو او نیست. پس بر بحث از اعتبار علو و عدم اعتبار آن، ثمره ای مترتب نمی شود.

این محقق این بیان را بر نمی تابد و بر آن اشکال می کند که ثمره مترتب است که در آینده به آن اشاره می کنیم.

۹۴/۰۷/۰۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی